![]() |
![]() |
|
|
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطرهها خط می زنم از دل تنگ تموم آدما از شب و روز خدا خط می زنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت میکنم نمیزارم کسی عاشق نباشه ماه بین همه قسمت میکنم وقتی گاهی منو دل تنها میشیم حرفای نگفتنی رو میشه دید میشه تو سکوت بین ما دو تا خیلی از ندیدنی هارو شنید قصه جدای ما آدما قصه دوری ماس از خودمون دوری منو تو از لحظه عشق قصه سادگیه گمشودمون |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 21:0 توسط شاپرک کوچولو |
|
|
شنیدم گفتی که سرنوشتمون دست خداست
اما تو خوب میدونی حسابت از همه جداست شنیدم گفتی که باید برم سراغ زندگیم شنیدم گفتی با اینکه خیلی چیز یادم داده نمیدونم چی شده از چشم من اون افتاده شایدم تمام این حرف و شنیدها شایعه است از تو اما نمی پرسم گفته باشی فاجعه است |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 20:52 توسط شاپرک کوچولو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
می نویسم برای یگانه عشق زندگیم،
او که طنین تپشهای قلبش زیباترین آوای هستی من است، می نویسم برای او که بهانه ی بودن من است، |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
ستایش عشق شوق پرواز |
|
RSS
|